الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )

93

علل الشرايع ( فارسي )

عظمت پروردگار گرديد شانه هايش لرزيد ، پس بر سر زانو تكيه داد و عرضه داشت : سبحان ربّى العظيم و بحمده و وقتى از ركوع سر برداشت و ايستاد به نقطه اى بالاتر از مكان قبلى نظر افكند پس به خاك افتاد و صورت بر زمين نهاد و عرضه داشت : سبحان ربّى الاعلى و بحمده و وقتى اين ذكر را هفت بار گفت رعب از آن جناب بر طرف شد و آرام گرديد و به همين جهت گفتن اين اذكار به عدد هفت بار سنّت گرديد . حديث ( 5 ) على بن حاتم ، از ابراهيم بن على ، از احمد بن محمّد انصارى از حسين بن على علوى ، از ابى حكيم زاهد ، از احمد بن عبد الله ، وى مىگويد : مردى محضر مبارك امير المؤمنين عليه السّلام عرض كرد : اى پسر عمّ بهترين خلق خدا اين كه در تكبير اوّل دستها را بلند مىكنند معنايش چيست ؟ فرمودند : معنايش اين است كه : خدا بزرگ است ، واحد و احدى است كه مانند ندارد ، به چيزى قياس و سنجيده نمىشود ، با پنج انگشت لمس نشده و با حواس درك نمىگردد . آن مرد عرض كرد : معناى اين كه گردن را در وقت ركوع مىكشيد چيست ؟ حضرت فرمودند : تأويلش آن است كه : پروردگارا ، به وحدانيت تو ايمان دارم اگر چه گردنم را بزنى . حديث ( 6 ) پدرم رحمة الله عليه از احمد بن ادريس ، از محمّد بن احمد ، از يوسف بن حارث ، از عبد الله بن يزيد مقرى از موسى بن ايّوب غافقى ، از عقبة بن عامر جهنى ، وى مىگويد : وقتى ، آيه : * ( فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ ) * نازل شد ، رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و سلم به ما فرمودند : اين ذكر را در ركوع خود بگوييد . و هنگامى كه آيه * ( سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الأَعْلَى ) * نازل شد آن حضرت فرمودند : اين ذكر را در سجود خود بگوييد . باب سى و يكم سرّ اين كه براى امام جماعت گفتن يك تكبير در افتتاح نماز كافى است حديث ( 1 ) پدرم رحمة الله عليه ، از سعد بن عبد الله ، از احمد بن محمّد بن عيسى ، از